داستان......
-
تاریخ: 1393/3/1 ساعت: 19:02
دختر:میدونی من عمل قلب باز دارم پسر:میدانم دختر:دوست دارم پسر:من عاشقتم عزیزم ... ... دختر به هوش می اید.. دختر:اون کجاست؟ پدر:تو میدونی کی قلبشو به تو هدیه کرده؟؟ دختر:اون(شروع کرد به گریه کردن) پدر:شوخی کردم رفته دستشویی الان میاد.....
دقت کردین؟!؟!؟!؟!؟!؟!
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 20:59
دقت کردین وقتی گوشیتون زنگ میخوره همه گوشاشونو تیز میکنن . . . زنگ تلفت بخوره همه خودشونو میزنن به کر بودن . . . زنگ خونه که همه فلج مادر زادی میشن....!!!!
مورد داشتیم؟!؟!؟!؟!!؟؟!
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 20:53
مورد داشتیم طرف عین سگ از سوسک میترسه بعد رفته اژدها تاتو کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نظر سنجی؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 15:19
نظرت درباره ی b.f وg.f چیه خجالت نکش بگو......... . . . . . . نظرت درباره ی ابرو ورداشتنای پسرا؟؟؟؟؟؟؟؟
دلتنگی.....
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 0:32
میدونی دلتنگی ینی چی؟؟؟؟؟؟ه دلتنگی ینی این که بشینی با یادش به خاطراتت فک کنی........اون وقت یه لبخند بیاد تو لبت ولی چند لحظه بعد ...شروع اشک های لعنتی...
کسی که...
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 0:26
کسی که تو حرفاش زیاد میگه بیخیال...از همه بیشتر فکر و خیال داره فقط دیگ حوصله ی بحث کردن نداره....
حکایت من......
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 0:24
حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت...دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت... حکایت کسی بود که زجر کشید اما زجه نزد زخم داشت اما ننالید گریه کرد اما اشک نریخت حکایت من حکایت کسی بود که پراز فریاد بود اما سکوت کرد تا کسی صداشو نشنوه...
سر جلسه امتحان....
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 0:13
خوشحالی ینی...؟؟؟؟
-
تاریخ: 1393/3/2 ساعت: 0:12
پناه
-
تاریخ: 1393/3/1 ساعت: 0:39
تنهایی
-
تاریخ: 1393/3/1 ساعت: 0:36
کلاس......
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 21:03
به بعضیا باس گفت: واس کسی کلاس بذار که همکلاسیت باشه نه واسه کسی که تو کلاسش راتم نمیده!!!!!!!!!! بععععععععععععععله
تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 15:17
کدوم نجات میدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 15:15
خروس؟!؟!؟؟!؟!؟!!؟!
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 14:16
خخخخخخخخخخخخ
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 13:50
تخته پاک کردن مارو طورخدا!!!!!!!!!!!!!!
-
تاریخ: 1393/2/31 ساعت: 13:41
دوستی........
-
تاریخ: 1393/2/30 ساعت: 1:44
حاضرم جای مت باشم اما یه دوست واقعی مثل پت داسته باشم.......
گاهی....
-
تاریخ: 1393/2/30 ساعت: 1:37
گاهی نیاز داریم که کسی فقط حضور داشته باشه.... نه برای اینکه چیزی را درست کند یا کار خاصی انجام دهد، بلکه فقط به این خاطر که احساس کنیم کسی کنارمان است و به ما اهمیت میدهد.....
با تو
-
تاریخ: 1393/2/30 ساعت: 1:34
به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود ادم ها نبودن را بهتر بلدند......... زیبایی و برای همکلاسی هایت دوانگی یه حس تکراری شده استادان و همکلاسی هایت هیچ........ با تو یک دانشگاه سیگاری شده......